نوروز از نگاه شریعت
یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محول الحول و الاحوالحول حالنا الى احسن الحال.
ان شاء الله این عید سعید و این سال نو بر همه مسلمین و ملتشریف ایران برخواهران، برادران مبارک و مسعود باشد ...
تمام قلوب و تمام ابصار و بصیرتها در دستخداى تبارک و تعالى و ید قدرت اوست.
اوست که تدبیر مىکند جهان را، لیل و نهار را، و اوست که قلوب را متحول مىکند وبصیرتها را روشن مىکند، و اوست که حالات انسان را متحول مىکند و ما آن را در ملتعزیز خودمان در زن و مرد، در کوچک و بزرگ یافتیم. این تقلیب قلوب که قلبها رااز آمال دنیوى و از چیزهایى که در طبیعت استبریده بشود و به حق تعالى پیوستهبشود و بصیرتها روشن بشود و صلاح و فساد خودشان را به وسیله بصیرت بفهمند، درملت ما بحمدالله تا حدود چشمگیرى حاصل شده است و من امیدوارم که در این سالجدید به اعلا مرتبتخودش برسد.»
ادامه مطلب...
کلمه اللّه آرامبخش است
یکی از خبرنگاران انگلیسی شبکه خبری بی بی سی اخیرا برای تهیه گزارش و ساخت برنامه به تعدادی ازکشورهای عربی از جمله عربستان سعودی، یمن، اردن، فلسطین و مصر سفر کرده بود.
در یکی از روزهایی که وی در عربستان به سر میبرد، هنگام پخش اذان، نوای زیبای "الله أکبر" اشک او را در آورده و به طور ناخودآگاه شروع به اشک ریختن کرد..
او هنگامی که از بالای ساختمان مردم شهر را مشاهده کرد که هنگام شنیدن اذان، تمام مغازهها میبندند و برای نماز آماده میشوند، کاملا تعجب کرده بود و به یکباره شروع به گریه کردن کرد!
در همین راستا مدتی پیش خبری تحت عنوان "ذکر «الله» آرامش روحی میدهد که به نظر میرسد به خبر فوق مربوط می شود. متن این خبر شرح بدین شرح بود:یک پژوهشگر هلندی غیرمسلمان چندی پیش تحقیقی در دانشگاه آمستردام انجام داده و به این نتیجه رسیده بود که ذکر کلمه جلاله «الله» و تکرار آن و نیز صدای این لفظ، موجب آرامش روحی میشود و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور میکند. این پژوهشگر غیرمسلمان هلند طی گفتگویی در این باره گفت: پس از انجام تحقیقاتی سه ساله که بر روی تعداد زیادی مسلمان که قرآن میخوانند و یا کلمه "الله" را می شنوند، به این نتیجه رسیدم که ذکر کلمه جلاله «الله» و تکرار آن و حتی شنیدن آن، موجب آرامش روحی میشود و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور میکند و نیز به تنفس انسان نظم و ترتیب میدهد. وی در ادامه افزود: بسیاری از این مسلمان که روی آنان تحقیق میکردم از بیماریهای مختلف روحی و روانی رنج میبردند. من حتی در تحقیقاتم از افراد غیرمسلمان نیز استفاده کرده و آنان را مجبور به خواندن قرآن و گفتن ذکر «الله» کردم و نتیجه باز هم همان بود. خودم نیز از این نتیجه به شدت غافلگیر شدم، زیرا تأثیر آن بر روی افراد افسرده، ناامید و نگران، تأثیری چشمگیر و عجیب بود. این پژوهشگر هلندی همچنین گفت: از نظر پزشکی برایم ثابت شد که حرف الف که کلمه «الله» با آن شروع میشود، از بخش بالایی سینه انسان خارج شده و باعث تنظیم تنفس میشود، به ویژه اگر تکرار شود و این تنظیم تنفس به انسان آرامش روحی میدهد. حرف لام که حرف دوم «الله» است نیز باعث برخورد سطح زبان با سطح فوقانی دهان میشود. تکرار شدن این حرکت که در کلمه «الله» تشدید دارد نیز در تنظیم و ترتیب تنفس تأثیرگذار است. اما حرف هاء حرکتی به ریه میدهد و بر دستگاه تنفسی و در نتیجه قلب تأثیر بسیار خوبی دارد و موجب تنظیم ضربان قلب میشود.
به راستی که قرآن کریم در آیهای کریمه میفرماید: «الذین آمنوا وتطمئن قلوبهم بذکر الله ألا بذکر الله تطمئن القلوب».
آژیر خطر ابلیس![]()
از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمودند:
وقتی که این آیه بر پیامبر نازل شد:" والذین اذا فعلوا فاحشة او ظلموا انفسهم ذکروا الله فاستغفروا لذنوبهم ومن یغفر الذنوب الا الله ولم یصروا علی ما فعلوا وهم یعلمون"(135/آل عمران) (1)
ابلیس(پدر شیطانها) سخت ناراحت گردید. بالای کوهی در مکه به نام "ثور" رفت و آژیر خطرش بلند شد و همه یارانش را به تشکیل انجمن خود دعوت نمود. همه ی بچه شیطانها جمع شدند. ابلیس، نزول آیات فوق را به اطلاع آنان رساند و اظهار نگرانی کرد واز آنها کمک خواست.
یکی از یاران او گفت:
من با دعوت نمودن انسانها از این گناه به آن گناه، اثر این آیه را خنثی می کنم.
ابلیس سخن او را نپذیرفت. دیگری پیشنهادی شبیه به اولی کرد ولی باز مورد پذیرش ابلیس قرار نگرفت.
تا اینکه از میان شیطانها، شیطان کهنه کاری به نام "وسواس خناس" گفت:
پیشنهاد من این است که فرزندان آدم را با وعده ها و آرزوهای طولانی آلوده به گناه می کنم (و می گویم که الان برای توبه کردن زود است و فرصت توبه بسیار است) وقتی که مرتکب گناه شدند خدا را فراموش کرده و بازگشت به سوی خدا (=توبه) از خاطر آنان محو می گردد.
ابلیس گفت:
مرحبا! راه همین است. سپس این ماموریت را تا پایان دنیا به او سپرد.(2)
-------------------------------------
ادامه مطلب...
برترین کلمه "الله" است.
حاضرترین کلمه "فطرت" است.
آرام ترین کلمه "سکوت" است.
گرسنه ترین کلمه "حرص" است.
مهربان ترین کلمه "مادر" است.
خونین ترین کلمه "جنگ" است.
بی نیاز ترین کلمه "قناعت" است.
با حیاترین کلمه"فاطمه" است.
راستگوترین کلمه" آیینه" است.
تنگ ترین کلمه "قبر "است.
پژمرده ترین کلمه" یتیم" است.
بی حال ترین کلمه "تنبل" است.
عبرت اموزترین کلمه" قبرستان" است.

دعای اثربخش
کلید بیت المقدس همیشه نزد حضرت سلیمان(ع) بود. او شبی کلید را برداشته و خواست در را باز کند. از قضا باز نشد. از طایفه جن و انس استمداد کرد ونتیجه ای نگرفت. بی اندازه غمگین وناراحت شد وگمان کرد خداوند اورااز ورود به بیت المقدس منع فرموده است. در این بین پیرمرد فرتوتی که به عصای خود تکیه کرده و از رفقاء و همنشینان حضرت داوود(ع) (پدر سلیمان) بود به حضور آن حضرت آمده و عرض کرد:
- چرا غمگین هستی؟
حضرت سلیمان (ع) فرمود:
- باز کردن در این خانه مشکل شده است.
پیرمرد گفت:
- آیا می خواهی کلماتی به تو بیاموزم که هر گاه پدرت آنها را در حال افسردگی می خواند، خداوند غم و اندوه او را بر طرف می کرد؟
- بگو ای پیرمرد!
-خداوندا به نور تو هدایت شدم و به فضل تو بی نیاز گشتم و به یاری تو صبح و شام کردم. تو بر گناهان من واقفی. طلب آمرزش از درگاهت دارم و به تو بازگشت می نمایم ای خدای مهربان و منت گذارنده!
حضرت سلیمان (ع) آن کلمات را تکرار کرد و در باز شد.
ادامه مطلب...
چرا صالحان، گرفتار مشکلات هستند و مجرمان و گنهکاران، در رفاه به سر مىبرند؟!!
به یک مثال توجه کنید:
اگر قطرهاى چاى روى شیشه عینک شما بریزد، فوراً آن را پاک مىکنید.
امّا اگر قطرهاى چاى روى لباس سفید شما بچکد، صبر مىکنید تا به منزل بروید و لباس خود را عوض کنید.
و اگر قطرهاى روى قالى زیر پاى شما بچکد، آن را رها مىکنید تا مثلاً شب عید به قالى شویى ببرید.
خداوند نیز با هرکس به گونهاى رفتار مىنماید و بر اساس شفّافیّت یا تیرگى روحش، کیفر او را به تاخیر مىاندازد.
ادامه مطلب...
چرا خداوند دست به آفرینش زده و این همه موجود و از جمله انسان را آفریده است؟
اگر دانشمند خوش بیانى سخن گفت، نباید پرسید چرا سخن گفتى؟! زیرا علم و بیان او اقتضا مىکند که یافتههاى علمى خود را ارائه دهد. امّا اگر این دانشمند با آن همه کمالات ساکت شد و یافتههاى خود را کتمان کرد، زیر سؤال مىرود که چرا نگفتى؟
خداوندِ قادر حکیم مهربان که مىتواند از خاک، گندم و از گندم، نطفه و از نطفه انسانِ کاملى را بیافریند، اگر نمىآفرید جاى سؤال بود که چرا قدرت خود را به کار نگرفتى و چیزى نیافریدى؟
مردی متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوایی اش کم شده است...
به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولی نمی دانست این موضوع را چگونه با او درمیان بگذارد.
به این خاطر، نزد دکتر خانوادگی شان رفت و مشکل را با او درمیان گذاشت.
دکتر گفت : برای ا ینکه بتوانی دقیقتر به من بگو یی که میزان ناشنوا یی همسرت چقدر است ،آزما یش ساده
ای وجود دارد. این کار را انجام بده و جوابش را به من بگو...
ابتدا در فاصله ۴ متر ی او با یست و با صدا ی معمولی ، مطلب ی را به او بگو . اگر نشنید ، همین کار را در
فاصله ٣ متری تکرار کن. بعد در ٢ متری و به همین ترتیب تا بالاخره جواب بدهد
آن شب همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهیه شام بود و خود او در اتاق پذیرایی نشسته بود . مرد به
خودش گفت: الان فاصله ما حدود ۴ متر است. بگذار امتحان کنم.
سپس با صدای معمولی از همسرش پرسید:
جوابی نشنید بعد بلند شد و یک متر به جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و همان « ؟ عز یزم ، شام چی دار یم »
سوال را دوباره پرسید و باز هم جوابی نشنید. بازهم جلوتر رفت و به درب آشپزخانه رسید. سوالش را تکرار
کرد و بازهم جوابی نشنید. این بار جلوتر رفت و درست از پشت همسرش گفت« ؟ عزیزم شام چی داریم » :
و همسرش گفت:
!! « خوراک مرغ » : برای چهارمین بار میگم « !؟ مگه کری »
حقیقت به همین سادگی و صراحت است.
مشکل ، ممکن است آن طور که ما همیشه فکر میکنیم ، در دیگران نباشد ؛ شاید در خودمان باشد...
شاید در خودمان باشد...
شاید در خودمان باشد...
همین...
آیا با عدالت خداوند سازگار است که به خاطر خطای حضرت آدم، تمام نسل او با محرومیت از بهشت دچار این همه مشکلات شوند؟
پاسخ :
ادامه مطلب...
